۱۳۹۲ تیر ۱۷, دوشنبه

غذای سنتی ˈتباهگˈ به سفره بلوچ ها بازمی گردد



کار آماده سازی خوراک تباهگ از قرن ها پیش در میان مردم بلوچستان متداول بوده و تهیه آن یک هفته تا ده روز زمان می برد و به همین سبب معمولا بلوچ ها تهیه آن را از نیمه دوم شعبان آغاز می کنند، مواد اولیه یا همان گوشت از گوسفند یا بز فربه که در زبان بلوچی به آن ˈپابندیˈ می گویند، تهیه می شود.


ˈتباهگˈ (tabaheg) به عنوان یکی از غذاهای سنتی قوم بلوچ در سیستان و بلوچستان با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان به سفره مردم جنوب شرق ایران بازمی گردد.
به گزارش ایرنا تباهگ از اصلی ترین غذاهای مخصوص ماه مبارک رمضان که بیشتر در وعده سحری روزه داران تناول می شود و از مخلوط برنج و دیگر افزودنیهای خوراکی ساندویچ شده در میان گوشت خشک شده تهیه می شود، تباهگ نه تنها غذای لذیذ و محبوب بلوچ هاست بلکه طرفدارانی در خارج از استان سیستان و بلوچستان نیز دارد.

یکی از ویژگی های بارز مردم ایران زمین پایبندی و توجه به برگزاری آیین ها و آداب و رسوم خاص سرزمین مادری است و به تبع آن مردم بلوچ نیز همانند سایر اقوام و هموطنان خود در جای جای کشورمان سنت های خاصی دارند.

آیین ها و آداب و رسوم ماه مبارک رمضان در میان مردم بلوچ همانند دیگر مراسم های این قوم تشابه بنیادی و ریشه ای چه در منطقه ˈمکرانˈ (جنوب بلوچستان) و چه در ˈسرحدˈ (شمال بلوچستان) با هم دارد اما اجرای مراسم ها کم و بیش در مناطق مختلف بلوچستان متفاوت است.

زنان بلوچ در برگزاری آیین های مربوط به ماه مبارک رمضان نقش
کلیدی دارند، مدیریت بیشترین امورات مربوط به این ماه توسط آنان طی سنت های خاص به پا داشته می شود و البته حفظ کانون گرم خانواده و تهیه غذاهای لذیذ از دیگر فعالیتهای زن بلوچ است.

در گذشته های دور که مردم از نعمت برق و وسایل سرمایشی محروم بودند ساکنان منطقه مکران یا همان بلوچ ها بعد از قربانی کردن گوسفند در عید قربان و فطر جهت هدر نرفتن گوشت های مازاد و برای نگهداری آن در مدت زمان بیشتر گوشت را به لایه های نازک و ورقه های ظریف تقسیم می کردند. پس از آن مخلوطی از پودر انار ترش، آب لیمو و نمک را به وسیله خمیر بر روی لایه های گوشت مالیده و سپس گوشت ها را در فضای باز روی بند یا طنابی قرار داده و در مجاورت تابش مستقیم آفتاب قرار می دادند.

همچنین برای جلوگیری از آلوده شدن گوشت ها و نفوذ گرد و غبار، روی آن را با تور یا پارچه های مخصوص می پوشاندند به شکلی که هوا و نور کافی به گوشت برسد، بعد از خشک شدن گوشت آنرا جمع آوری و در کیسه های پارچه ای قرار می دادند تا در طول ماه مبارک رمضان و یا سایر ایام سال آن را به تنهایی و یا همراه با برنج طبخ و مصرف نمایند.

کار آماده سازی خوراک تباهگ از قرن ها پیش در میان مردم بلوچستان متداول بوده و تهیه آن یک هفته تا ده روز زمان می برد و به همین سبب معمولا بلوچ ها تهیه آن را از نیمه دوم شعبان آغاز می کنند، مواد اولیه یا همان گوشت از گوسفند یا بز فربه که در زبان بلوچی به آن ˈپابندیˈ می گویند، تهیه می شود.

از آنجا که تباهگ بدون استفاده از هیچگونه وسایل سرمایشی گاهی اوقات هفته ها و حتی ماهها در منزل نگهداری می شود هنگام تناول آن را مجددا به مدت نیم ساعت در محلول آب، نمک و فلفل می جوشانند سپس از آب جدا شده آن برای طبخ برنج استفاده کرده و تباهگ که در این حالت ملایم شده با روغن سرخ می شود اگر چه ذائقه برخی افراد تباهگ سرخ نشده را ترجیح می دهد زیرا برخی افراد اعتقاد دارند روغن سرخ شده طعم اصلی گوشت یا همان تباهگ را از بین می برد.

همچنین گاهی اوقات تباهگ را به برنج اضافه کرده و مانند استانبولی میل می کنند.

غذای تباهگ که به تنهایی یا همراه با برنج تناول می شود بیش از همه غذای مخصوص و مرسوم مردم منطقه مکران شامل شهرهای ایرانشهر، نیکشهر. بنت، فنوج، قصرقند. لاشار، چابهار، کنارک و سرباز است و حتی در ایالت بلوچستان کشور پاکستان نیز طرفداران زیادی دارد و در برخی موارد به عنوان تحفه بلوچ ها به دیگر کشورها حتی تا اروپا و شمال آفریقا سوغات برده می شود.

اگر چه به سبب مدرنیزه و ماشینی شدن زندگی امروزی و فراوانی وسایل سرمایشی تهیه و مصرف تباهگ در مقایسه با گذشته کمتر صورت می گیرد اما باورهای عمیق مردم بلوچ و احترام آنها به آیین و سنت های محلی باعث شده است این غذای لذیذ همچنان طرفداران خاص خود را داشته باشد.

برخی گردشگران حرفه ای که به سیستان و بلوچستان سفر می کنند هنگام سفر به منطقه مکران و دریای عمان (جنوب استان) لذت سفر خود را با چشیدن طعم تباهگ و خوردن حداقل یک وعده از آن تکمیل می کنند.

گاهی اوقات بلوچ ها از تباهگ به عنوان خوراک اصلی مهمانان خود استفاده می کنند، حتی دیده شده است از مقامات رسمی دولتی نیز که به مکران سفر می کنند با این غذای سنتی پذیرایی می شود که آخرین آن در جریان دیدار مردمی هفته گذشته استاندار سیستان و بلوچستان با مردم شهرستان نیکشهر رخ داد.

گفتنی است در نزد بلوچ ها تمام منطقه بلوچستان ˈمکرانˈ خوانده می شود و تعصب این قوم به سرزمین مادری خود به حدی است که حتی دریای عمان در جنوب ایران را نیز ˈدریای مکرانˈ می خوانند.

بلوچ ها در کشورهای ایران، پاکستان و افغانستان اگر چه به لحاظ سرزمینی جدا از هم زندگی می کنند اما بیشتر باورها و اعتقادات فرهنگی و اجتماعی آنها مشترک است.

مهمان نوازی و تعصب به سرزمین مادری از جمله این مشترکات است.



۱۳۹۲ خرداد ۱۷, جمعه

ملنگ درزاده سرنا نواز مشهور سیستان و بلوچستان در گذشت



ملنگ درزاده که از 50 سال پیش تاکنون به سرنا نوازی مشغول بود شب گذشته در سن 75 سالگی دار فانی را وداع کرد 






ˈملنگ درزادهˈ سرنا نواز مشهور بلوچستان بر اثر بیماری گلودرد ناشی از سرنانوازی فوت کرد.


رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیکشهر با تسلیت در گذشت این هنرمند برجسته منطقه، گفت: ملنگ درزاده که از 50 سال پیش تاکنون به سرنا نوازی مشغول بود شب گذشته در سن 75 سالگی دار فانی را وداع کرد.

ˈمحمد انور بیجارزهیˈ افزود: این هنرمند که بزرگترین سرنا نواز بلوچستان بود، از یک سال پیش بر اثر بیماری گلودرد ناشی از سرنانوازی حتی توان خوردن غذا را نداشت و با وجودی که مورد عمل جراحی نیز قرار گرفت، همچنان از این بیماری رنج می برد.

وی با بیان اینکه هنرمند یادشده تحت پوشش بیمه قرار نداشت، خاطر نشان کرد: متاسفانه هیچ یک از هنرمندان این شهرستان تحت پوشش بیمه قرار ندارند و حتی ˈگل محمد بلوچیˈ رییس انجمن موسیقی و از هنرمندان بین المللی این شهرستان بیمه نیست.

رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیکشهر ادامه داد: با وجود
پیگیریهای متعدد و گذشت دو سال از زمان ارسال پرونده تمامی هنرمندان شهرستان نیکشهر از طریق اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سیستان و بلوچستان به وزارتخانه مربوطه، متاسفانه هنوز هیچ اقدامی در زمینه بیمه آنان انجام نشده است.

وی در خصوص کمکهای موردی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به هنرمند یادشده، گفت: متاسفانه به دلیل نبود اعتبار امکان پرداخت کمک موردی به هنرمندان وجود ندارد، این در حالی است که سال گذشته هیچ اعتبار فرهنگی به اداره نیکشهر اختصاص نیافت.

وی افزود: به عنوان مثال سال گذشته با وجودی که قراردادی به مبلغ 30 میلیون تومان برای اجرای برنامه های هنری با هنرمندان امضا شد و قرار بود اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آن را پرداخت کند اما تنها چهار میلیون تومان پرداخت شد و 26 میلیون تومان به هنرمندان بدهکار هستیم.

بیجارزهی اظهار داشت: شهرستان نیکشهر هنرمندان بزرگی دارد بگونه ای که شماری از آنان در سطح بین المللی مطرح هستند و تاکنون چندین برنامه در کشورهای مختلف اجرا کرده اند.

وی افزود: ˈموسی بلوچˈ از هنرمندان برجسته و صاحب نام این شهرستان سال گذشته بر اثر تصادف جان باخت و چون تحت پوشش بیمه نبود هیچ کمکی به خانواده اش نشده است.

رییس فرهنگ و ارشاد اسلامی نیکشهر بیان کرد: دولت خدمتگذار اعتبارات بسیار خوبی اختصاص می دهد اما نحوه توزیع صحیح و عادلانه نیست و به همین سبب مناطق دور افتاده و کمتر برخوردار، از دریافت اعتبار مناسب محروم هستند.

بیجارزهی تصریح کرد: بیشتر هنرمندان نیکشهر از طریق کشاورزی آن هم در زمین های اجاره ای مردم امرار معاش می کنند و ملنگ درزاده نیز از همین قشر بود.
بازنشر:پایگاه اطلاع رسانی نیکشهر

۱۳۹۱ اسفند ۲۶, شنبه

بلند ترین قلعه خشتی ایران درهای خود را بر روی گردشگران گشوده است



زاهدان - خبرگزاری مهر: قلعه "سب" یکی از بلندترین بناهای خشت و گلی ایران در شرق بلوچستان است که به دلیل پشت سرگذاشتن تاریخی کهن به عنوان زیباترین قلعه خاکی کشور لقب گرفته است
 .
به گزارش خبرنگار مهر، این قلعه را با نام های دیگری همچون «سیب»، «کلاسب» یا «سب» نیز معروف است و تلفظ می شود.این قلعه بازمانده از ساخت و سازهای ایران دوران اسلامی که در رده 27بنای تاریخی و پابرجای استان سیستان و بلوچستان قرار گرفته است.

قلعه سِب که از جمله آثار دوره صفویه به حساب می‌آید، در استان سیستان و بلوچستان، شهرستان سراوان، بخش سِب و سوران و روستای سِب قرار دارد.روستای سِب که نام قلعه برگرفته از آن است  در 10 کیلومتری جنوب شرقی سوران و 45 کیلومتری جنوب غربی شهرستان سراوان واقع است. سِب در لغت نامه دهخدا به معنی محل چشمه ساران فراوان یاد شده است.

حاکمان قلعه سب

قلعه سب را سیاسی ترین بخش از تاریخ شهرستان سراوان می دانند. جایی که بر اساس متون تاریخی، اولین منطقه در شرق بلوچستان بود که نیروهای ناصرالدین شاه در سال 1257 به آنجا رفتند تا تحرکات منطقه را زیر نظر بگیرند. با این حال، عمر این قلعه به سال ها قبل از قاجاریان بر می گردد. یعنی در دوره صفویه که طایفه بزرگزاده‌ها شروع به ساخت آن کردند و در سال های بعد، حکومت های دیگر آن را گسترش دادند.

این قلعه بعد از دوران صفویه محل سکونت حاکمان شد و در عصر افشاریه یکی از اصلی ترین مقرهای نادرشاه به حساب می آمد. قلعه سب در اوايل قرن دوازدهم هجري مركز حكمراني حاكم محلي به نام «ملك دينارخان» بزرگ و فرزندان او بود كه در مناطق اطراف «سيب و سوران »حكمراني مي كردند. آخرين حكمران «قلعه سب» غلام رسول خان» بود كه دو اتاق طبقه دوم قلعه را به ساختمان اضافه كرد.

در این قلعه تا سال 1344 طوایف بارکزایی و میرمرادزهی نیز در آن ساکن بودند و سپس متروکه شد. قلعه سِب در دو طبقه ساخته شده  و دیوار آن بیش از 30 متر ارتفاع و حدود 7 متر عرض دارد.



قسمت شاه نشین با ارتفاع بیشتری، در بالای قلعه قرار گرفته و گفته می‌شود در حصار آن 14 برج و در ارگ آن 4 برج وجود داشته که  در زمان جنگ از بین رفته است.

شگفتی های قلعه سب

وجود درز انبساط در ساختمان اصلی قلعه و دسترسی به آب چاه در طبقه فوقانی و وجود لوله‌های سفالی هدایت‌کننده آب و مصالح به کار رفته در آن از قبیل خشت و کاه‌گل و چوب درخت خرما و درهای منبت‌کاری و شاه نشین از مشخصات ویژه این مجموعه است.

این قلعه از زیباترین و سالم‌ترین قلاعی است که از دوران اسلامی در استان سیستان و بلوچستان، باقی مانده است. قلعه سب روی صفحه‌ای سنگی یا صخره‌ای طبیعی و کم ارتفاع با مصالح عمدتا خشت خام و گل در بخش سب و سوران که یکی از بخش‌های مهم شهـرستان مـرزی سـراوان می‌باشد، بنا شده.

قلعه سب روی صخره‌ای کم ارتفاع ساخته شده و ارتفاع آن به 23متر می رسد. از قاعده بنا هر چه به سمت بالا می روید، اضلاع بنا کوچکتر می شود به طوری که بنا در میانه، شکل هرمی ناتمام را پیدا کرده است. اتاق های قلعه تنها در دو طبقه آن قرار گرفته اند که مساحت آن‌ها بر اساس کاربردشان متفاوت است اما وجه اشتراک بیشتر آنها، طاقچه‌هایی است که به عنوان گاوصندوق از آن‌ها استفاده می شده است.



در قسمت جنوب شرقی بعضی از اتاق ها هم طاقچه‌ای وجود دارد که در داخل آن پله هایی تعبیه شده که یکی دو متر بالاتر به یک شکاف منتهی می‌شود. ظاهرا در زمان جلسات، یک نفر به عنوان جاسوس به صورت مخفیانه در این شکاف قرار می‌گرفته تا از سوء قصد به شاه جلوگیری کند!
اما شگفتی های  قلعه به همین جا ختم نمی شود. قلعه سیب راهروهای پنهان دیگری هم دارد که حتی با یکی دوبار چرخ زدن در قلعه هم نمی توانید راه فرار از آنها را پیدا کنید! انبار، آشپزخانه، دستشویی زنانه و مردانه و آفتابگیر بخش های دیگری هستند که در طبقات این بنا می توانید ببینید.

معماران چیره دست محلی با بهره‌گیری از تجربه خود برای احداث قلعه، تخم گیاهی به نام «توتری» را با گِل مخلوط کرده و ملاطی چسبناک می‌ساختند که وقتی خشک می‌شد، شدیدترین رگبارها و باران‌های فصلی بلوچستان نیز تـوانایی شستن آن را نداشت. حصار قلعه سِب با سه متر ارتفاع 48 متر در 74 متر مربع به شکل مستطیل دور تا دور قلعه را فراگرفته است. ورود به قلعه تنها از طریق پلکان جنوب شرقی آن امکان پذیر است.

برای دسترسی ساکنان قلعه به آب شیرین، چاهی در دل صخره و حیاط مرکزی آن حفر شده است. این قلعه در مجموع 10 اتاق کوچک و بزرگ دارد که در اطراف حیاط مرکزی جای گرفته‌اند
a.
قلعه سِب در سال 1375 توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با شماره 1751 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده اس

۱۳۹۱ اسفند ۴, جمعه

تصاویر/ قبرستان جن‌ها در چابهار!



قبرها در كنار هم بر روی سطحی صخره ای حفر شده اند. حفر این گورها بر سطح سنگی حیرت و پرسش بازدیدكنندگان را بر می انگیزد.



به گزارش مشرق، قبرستانی خاموش و مرموز در جنوب شرقی ترین نقطه ایران، استان سیستان و بلوچستان، شهر چابهار، روستای تیس. روستایی باستانی با قدمتی حداقل ۲۳۰۰ ساله كه در آن اعتقادات و باورهای مردم بلوچ با راز آمیزی و سكوت ژرفناك طبیعت آن و آثار باستانی بر جای مانده پیوند خورده است و گورستان جن كه بلوچ ها به آن «جن سنط» می‌گویند یكی از این رازهاست.



به گزارش شبکه ایران، قبرها در كنار هم بر روی سطحی صخره ای حفر شده اند. حفر این گورها بر سطح سنگی حیرت و پرسش بازدیدكنندگان را بر می انگیزد. چه كسانی این گورهارا حفر كرده اند؟ چرا سطح سنگی را برای حفر انتخاب كرده‌اند؟ این گورها با چه وسیله ای حفر شده است؟ در پاسخ به این پرسش ها مانند این گورستان جز سكوت و خاموشی چیزی نمی شنویم. شاید به دلیل حفظ مردگان و در گذشتگان از گزند جانوران و خورندگان زیر زمینی اجساد، رنج كندن سنگ را بر خود هموار می كردند و گورها را اینچنین می ساختند. شاید برای احترام به مردگان بوده و شاید هم باور مردم محلی درست باشد كه «این گورها متعلق به جن هاست. آنها مردگان خود را در حصار این سنگ ها دفن كرده اند، شب كه می رسد، جنها بر سر گور از دست رفتگان خود حاضر می شوند و به مویه و مرثیه سرایی مشغول می گردند. هر كس كه شبانگاه گذرش بر این گورستان بیفتد، مورد نفرین جن ها قرار می گیرد و با عذابی سخت بعد از چند روز می میرد.»




۱۳۹۱ بهمن ۳۰, دوشنبه

مکران سرزمینی وسیع در جنوب خاوری ایران و جنوب باختری پاکستان است



در مورد معانی مکران نظرات متفاوتی وجود دارد مثلا مکران به معنی باتلاق یا مکران به معنی ماهی خواران . ساحل مک‌ها- سرزمین نخل خرما - واژه‌ای کهن و باستانی که اشاره به قوم میکوی، ساکنان قدیمی این سرزمین دارد .


مکران سرزمینی وسیع و ساحلی در جنوب خاوری ایران و جنوب باختری پاکستان است که در طول خلیج عمان از رأس‌الکوه در باختر جاسک تا لاس بلا در جنوب خاوری ایالت بلوچستان پاکستان گسترده است.
سرزمین مکران نام ناحیه اصیل آریایی نشین در جنوب شرقی ایران زمین می باشد که دارای اقوامی دلاور و جنگجو با قدمتی بیش از سه هزار سال می باشد . بلوچ ها در طول تاریخ از دیدگاه زبان و نژاد تشکیل دهنده بخش اصلی پیکره ایران بزرگ می باشند.
 کوه‌های خشک و بایر کرانه‌های مکران از دید جغرافیای طبیعی دنباله کویر است، که تا آنجا گسترش یافته. گویا در سده‌های میانه این سرزمین از آنچه اکنون دیده می‌شود، حاصلخیزتر بوده ولی هیچگاه از دید دارایی دارای اهمیت نبوده است. جغرافی‌نویسان پیشین اسامی بسیاری از شهرهای مکران را در کتاب‌های خود ثبت نموده‌اند ولی هیچکدام به طور گسترده از آن

شهرها یاد نکرده‌اند. مهمترین درآمد مکران از نیشکر و یک گونه شکر سفید موسوم به پانید بوده است که از آنجا به سرزمین‌های مجاور صادر می‌گردیده.
 مکران در عصر هخامنشیان
 هرودوت(مورخ یونانی ۴۸۴ تا ۴۲۵ ق.م )در کتاب سوم تاریخ خود تعداد۲۰ سانتراپی (استان) برای حکومت هخامنشی بر شمرده است که چهاردهمین استان مکا یا مکران است با مردمی غیر آریایی.هرودوت سه قوم غیر ایرانی را ساکن این قسمت می‌داند که عبارتند از :
 قوم میکوی که به عقیده فرای مکران از نام آنها گرفته شده است. و به معنی ساحل مکا است.
قوم اوتیوئی یا یوتی که به عقیده فرای می‌تواند نیاکان جوتها باشند که نباید آنها را با لوریان و جتها اشتباه گرفت.
پاریکانویی که به نظر فرای نام خویش را به باریز داده است. باریزی که در کتابهای جغرافی دانان مسلمان از آن یاد شده است و هم نام رشته کوهی در کرمان بین بم و جیرفت است.
مطابق با نظر هردوت در این سرزمین بزرگ یعنی چهاردهمین استان هخامنشیان علاوه بر سکنه بلوچستان فعلی زرنگیان نیز می زیسته اند .یعنی دو سرزمین سیستان و بلوچستان در یک استان بوده اند . از هردوت که بگذریم در کتیبه‌های عصر هخامنشی نیز نام این سرزمین مکه یا مکران آمده است در کتیبه بیستون که یکی از بزرگترین کتیبه‌های تاریخ است و در ۴۰ کیلومتری شرق کرمانشاه واقع است داریوش اول شاهنشاه هخامنشی(۵۲۱تا ۴۸۶ ق.م) سرزمین مکا یا مکران را یکی از ۲۳ ایالت امپراتوری خود نامیده است. علاوه بر آن نام مکران در کتیبه شوش و نقش رستم نیز آمده است.
در آرامگاه داریوش هخامنشی در نقش رستم پشت سر نگاره داریوش سنگ نبشته‌ای که به شدت آسیب دیده است قرار دارد در این سنگ نبشته داریوش از اقوام تحت تسلط خود نام برده است که عبارتند از پارسی ها، مادی ها، عیلامی ها، پارتی ها، آریایی ها، بلخی ها، سعدی ها، خوارزمی ها، زرنگی ها، اسه گرده ها، گنداری ها، هندی ها، سکای‌های هوم خوار، تیز خود، آشوری‌ها ٬مصری ها، ارمنی ها، کاپادوکیها، ایونی ها، سکاهای آنسوی دریا، تراکیه‌ای ها، ایونی‌های کلاه لاک پشتی، لیبیایی‌ها ٬حبشی ها، مکرانی ها، و کاری ها.، داریوش در این سنگ نوشته می‌گوید : اهورا مزدا چون این سرزمین را آشفته دید آن را به من ارزانی داشت من شاه هستم اگر می خواهی بدانی که کدام کشورها یی که داریوش شاه داشت پیکرها را ببین که تخت مرا می‌برند آنگاه پی خواهی برد. آنگاه برایت روشن خواهد شد که نیزه مرد پارسی دور رفته است .
در این نگاره داریوش بر سکویی ایستاده که حاشیه آن با تصویر شیرهای افسانه‌ای تزئین شده است.سکویی که داریوش بر آن ایستاده بر دوش نمایندگان سی کشور است که یکی از آنها از مکران یا مکه است. پس از داریوش پسرش خشایارشاه نام مکران را در یکی ازسنگ نوشته‌های خویش آورده است.
 در مورد نام بلوچستان در زمان هخامنشیان می‌توان گفت که پادشاهان هخامنشی این سرزمین را مکا یا مک خوانده اند ولی محققان یونانی آن را گدروزیا یاد کرده اند .نام دیگر بلوچستان فرای عنوان همان “رخج” است که در کتیبه‌های هخامنشی آمده است و ظاهرا بلوچستان شمالی و نقاطی ازجنوب افغانستان را شامل می‌شود.
 در مورد معانی مکران نظرات متفاوتی وجود دارد مثلا مکران به معنی باتلاق یا مکران به معنی ماهی خواران . ساحل مک‌ها- سرزمین نخل خرما- واژه‌ای کهن و باستانی که اشاره به قوم میکوی، ساکنان قدیمی این سرزمین دارد .
اگر شاهنامه را بگشاییم از دیدگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی از مکران میخوانیم:
همه شهر مکران تو ویران کنی        چو بر کینه آهنگ شیران کنی
پراکنده لشکر همه گرد کرد                بیاراست بر دشت جای نبرد
زمین کوه تا کوه لشکر گرفت                     همه تیز و مکران سپه بر گرفت
بیاورد پیلان جنگی دویست               تو گفتی که اندر زمین جای نیست
از آواز اسپان و جوش سپاه                  همی ماه بر چرخ گم کرد راه
تو گفتی بر آمد زمین بآسمان              دگر گشت خورشید اندر نهان
 گردآورنده:س. روانبد