۱۳۹۲ خرداد ۱۷, جمعه

ملنگ درزاده سرنا نواز مشهور سیستان و بلوچستان در گذشت



ملنگ درزاده که از 50 سال پیش تاکنون به سرنا نوازی مشغول بود شب گذشته در سن 75 سالگی دار فانی را وداع کرد 






ˈملنگ درزادهˈ سرنا نواز مشهور بلوچستان بر اثر بیماری گلودرد ناشی از سرنانوازی فوت کرد.


رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیکشهر با تسلیت در گذشت این هنرمند برجسته منطقه، گفت: ملنگ درزاده که از 50 سال پیش تاکنون به سرنا نوازی مشغول بود شب گذشته در سن 75 سالگی دار فانی را وداع کرد.

ˈمحمد انور بیجارزهیˈ افزود: این هنرمند که بزرگترین سرنا نواز بلوچستان بود، از یک سال پیش بر اثر بیماری گلودرد ناشی از سرنانوازی حتی توان خوردن غذا را نداشت و با وجودی که مورد عمل جراحی نیز قرار گرفت، همچنان از این بیماری رنج می برد.

وی با بیان اینکه هنرمند یادشده تحت پوشش بیمه قرار نداشت، خاطر نشان کرد: متاسفانه هیچ یک از هنرمندان این شهرستان تحت پوشش بیمه قرار ندارند و حتی ˈگل محمد بلوچیˈ رییس انجمن موسیقی و از هنرمندان بین المللی این شهرستان بیمه نیست.

رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیکشهر ادامه داد: با وجود
پیگیریهای متعدد و گذشت دو سال از زمان ارسال پرونده تمامی هنرمندان شهرستان نیکشهر از طریق اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سیستان و بلوچستان به وزارتخانه مربوطه، متاسفانه هنوز هیچ اقدامی در زمینه بیمه آنان انجام نشده است.

وی در خصوص کمکهای موردی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به هنرمند یادشده، گفت: متاسفانه به دلیل نبود اعتبار امکان پرداخت کمک موردی به هنرمندان وجود ندارد، این در حالی است که سال گذشته هیچ اعتبار فرهنگی به اداره نیکشهر اختصاص نیافت.

وی افزود: به عنوان مثال سال گذشته با وجودی که قراردادی به مبلغ 30 میلیون تومان برای اجرای برنامه های هنری با هنرمندان امضا شد و قرار بود اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آن را پرداخت کند اما تنها چهار میلیون تومان پرداخت شد و 26 میلیون تومان به هنرمندان بدهکار هستیم.

بیجارزهی اظهار داشت: شهرستان نیکشهر هنرمندان بزرگی دارد بگونه ای که شماری از آنان در سطح بین المللی مطرح هستند و تاکنون چندین برنامه در کشورهای مختلف اجرا کرده اند.

وی افزود: ˈموسی بلوچˈ از هنرمندان برجسته و صاحب نام این شهرستان سال گذشته بر اثر تصادف جان باخت و چون تحت پوشش بیمه نبود هیچ کمکی به خانواده اش نشده است.

رییس فرهنگ و ارشاد اسلامی نیکشهر بیان کرد: دولت خدمتگذار اعتبارات بسیار خوبی اختصاص می دهد اما نحوه توزیع صحیح و عادلانه نیست و به همین سبب مناطق دور افتاده و کمتر برخوردار، از دریافت اعتبار مناسب محروم هستند.

بیجارزهی تصریح کرد: بیشتر هنرمندان نیکشهر از طریق کشاورزی آن هم در زمین های اجاره ای مردم امرار معاش می کنند و ملنگ درزاده نیز از همین قشر بود.
بازنشر:پایگاه اطلاع رسانی نیکشهر

۱۳۹۱ اسفند ۲۶, شنبه

بلند ترین قلعه خشتی ایران درهای خود را بر روی گردشگران گشوده است



زاهدان - خبرگزاری مهر: قلعه "سب" یکی از بلندترین بناهای خشت و گلی ایران در شرق بلوچستان است که به دلیل پشت سرگذاشتن تاریخی کهن به عنوان زیباترین قلعه خاکی کشور لقب گرفته است
 .
به گزارش خبرنگار مهر، این قلعه را با نام های دیگری همچون «سیب»، «کلاسب» یا «سب» نیز معروف است و تلفظ می شود.این قلعه بازمانده از ساخت و سازهای ایران دوران اسلامی که در رده 27بنای تاریخی و پابرجای استان سیستان و بلوچستان قرار گرفته است.

قلعه سِب که از جمله آثار دوره صفویه به حساب می‌آید، در استان سیستان و بلوچستان، شهرستان سراوان، بخش سِب و سوران و روستای سِب قرار دارد.روستای سِب که نام قلعه برگرفته از آن است  در 10 کیلومتری جنوب شرقی سوران و 45 کیلومتری جنوب غربی شهرستان سراوان واقع است. سِب در لغت نامه دهخدا به معنی محل چشمه ساران فراوان یاد شده است.

حاکمان قلعه سب

قلعه سب را سیاسی ترین بخش از تاریخ شهرستان سراوان می دانند. جایی که بر اساس متون تاریخی، اولین منطقه در شرق بلوچستان بود که نیروهای ناصرالدین شاه در سال 1257 به آنجا رفتند تا تحرکات منطقه را زیر نظر بگیرند. با این حال، عمر این قلعه به سال ها قبل از قاجاریان بر می گردد. یعنی در دوره صفویه که طایفه بزرگزاده‌ها شروع به ساخت آن کردند و در سال های بعد، حکومت های دیگر آن را گسترش دادند.

این قلعه بعد از دوران صفویه محل سکونت حاکمان شد و در عصر افشاریه یکی از اصلی ترین مقرهای نادرشاه به حساب می آمد. قلعه سب در اوايل قرن دوازدهم هجري مركز حكمراني حاكم محلي به نام «ملك دينارخان» بزرگ و فرزندان او بود كه در مناطق اطراف «سيب و سوران »حكمراني مي كردند. آخرين حكمران «قلعه سب» غلام رسول خان» بود كه دو اتاق طبقه دوم قلعه را به ساختمان اضافه كرد.

در این قلعه تا سال 1344 طوایف بارکزایی و میرمرادزهی نیز در آن ساکن بودند و سپس متروکه شد. قلعه سِب در دو طبقه ساخته شده  و دیوار آن بیش از 30 متر ارتفاع و حدود 7 متر عرض دارد.



قسمت شاه نشین با ارتفاع بیشتری، در بالای قلعه قرار گرفته و گفته می‌شود در حصار آن 14 برج و در ارگ آن 4 برج وجود داشته که  در زمان جنگ از بین رفته است.

شگفتی های قلعه سب

وجود درز انبساط در ساختمان اصلی قلعه و دسترسی به آب چاه در طبقه فوقانی و وجود لوله‌های سفالی هدایت‌کننده آب و مصالح به کار رفته در آن از قبیل خشت و کاه‌گل و چوب درخت خرما و درهای منبت‌کاری و شاه نشین از مشخصات ویژه این مجموعه است.

این قلعه از زیباترین و سالم‌ترین قلاعی است که از دوران اسلامی در استان سیستان و بلوچستان، باقی مانده است. قلعه سب روی صفحه‌ای سنگی یا صخره‌ای طبیعی و کم ارتفاع با مصالح عمدتا خشت خام و گل در بخش سب و سوران که یکی از بخش‌های مهم شهـرستان مـرزی سـراوان می‌باشد، بنا شده.

قلعه سب روی صخره‌ای کم ارتفاع ساخته شده و ارتفاع آن به 23متر می رسد. از قاعده بنا هر چه به سمت بالا می روید، اضلاع بنا کوچکتر می شود به طوری که بنا در میانه، شکل هرمی ناتمام را پیدا کرده است. اتاق های قلعه تنها در دو طبقه آن قرار گرفته اند که مساحت آن‌ها بر اساس کاربردشان متفاوت است اما وجه اشتراک بیشتر آنها، طاقچه‌هایی است که به عنوان گاوصندوق از آن‌ها استفاده می شده است.



در قسمت جنوب شرقی بعضی از اتاق ها هم طاقچه‌ای وجود دارد که در داخل آن پله هایی تعبیه شده که یکی دو متر بالاتر به یک شکاف منتهی می‌شود. ظاهرا در زمان جلسات، یک نفر به عنوان جاسوس به صورت مخفیانه در این شکاف قرار می‌گرفته تا از سوء قصد به شاه جلوگیری کند!
اما شگفتی های  قلعه به همین جا ختم نمی شود. قلعه سیب راهروهای پنهان دیگری هم دارد که حتی با یکی دوبار چرخ زدن در قلعه هم نمی توانید راه فرار از آنها را پیدا کنید! انبار، آشپزخانه، دستشویی زنانه و مردانه و آفتابگیر بخش های دیگری هستند که در طبقات این بنا می توانید ببینید.

معماران چیره دست محلی با بهره‌گیری از تجربه خود برای احداث قلعه، تخم گیاهی به نام «توتری» را با گِل مخلوط کرده و ملاطی چسبناک می‌ساختند که وقتی خشک می‌شد، شدیدترین رگبارها و باران‌های فصلی بلوچستان نیز تـوانایی شستن آن را نداشت. حصار قلعه سِب با سه متر ارتفاع 48 متر در 74 متر مربع به شکل مستطیل دور تا دور قلعه را فراگرفته است. ورود به قلعه تنها از طریق پلکان جنوب شرقی آن امکان پذیر است.

برای دسترسی ساکنان قلعه به آب شیرین، چاهی در دل صخره و حیاط مرکزی آن حفر شده است. این قلعه در مجموع 10 اتاق کوچک و بزرگ دارد که در اطراف حیاط مرکزی جای گرفته‌اند
a.
قلعه سِب در سال 1375 توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با شماره 1751 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده اس

۱۳۹۱ اسفند ۴, جمعه

تصاویر/ قبرستان جن‌ها در چابهار!



قبرها در كنار هم بر روی سطحی صخره ای حفر شده اند. حفر این گورها بر سطح سنگی حیرت و پرسش بازدیدكنندگان را بر می انگیزد.



به گزارش مشرق، قبرستانی خاموش و مرموز در جنوب شرقی ترین نقطه ایران، استان سیستان و بلوچستان، شهر چابهار، روستای تیس. روستایی باستانی با قدمتی حداقل ۲۳۰۰ ساله كه در آن اعتقادات و باورهای مردم بلوچ با راز آمیزی و سكوت ژرفناك طبیعت آن و آثار باستانی بر جای مانده پیوند خورده است و گورستان جن كه بلوچ ها به آن «جن سنط» می‌گویند یكی از این رازهاست.



به گزارش شبکه ایران، قبرها در كنار هم بر روی سطحی صخره ای حفر شده اند. حفر این گورها بر سطح سنگی حیرت و پرسش بازدیدكنندگان را بر می انگیزد. چه كسانی این گورهارا حفر كرده اند؟ چرا سطح سنگی را برای حفر انتخاب كرده‌اند؟ این گورها با چه وسیله ای حفر شده است؟ در پاسخ به این پرسش ها مانند این گورستان جز سكوت و خاموشی چیزی نمی شنویم. شاید به دلیل حفظ مردگان و در گذشتگان از گزند جانوران و خورندگان زیر زمینی اجساد، رنج كندن سنگ را بر خود هموار می كردند و گورها را اینچنین می ساختند. شاید برای احترام به مردگان بوده و شاید هم باور مردم محلی درست باشد كه «این گورها متعلق به جن هاست. آنها مردگان خود را در حصار این سنگ ها دفن كرده اند، شب كه می رسد، جنها بر سر گور از دست رفتگان خود حاضر می شوند و به مویه و مرثیه سرایی مشغول می گردند. هر كس كه شبانگاه گذرش بر این گورستان بیفتد، مورد نفرین جن ها قرار می گیرد و با عذابی سخت بعد از چند روز می میرد.»




۱۳۹۱ بهمن ۳۰, دوشنبه

مکران سرزمینی وسیع در جنوب خاوری ایران و جنوب باختری پاکستان است



در مورد معانی مکران نظرات متفاوتی وجود دارد مثلا مکران به معنی باتلاق یا مکران به معنی ماهی خواران . ساحل مک‌ها- سرزمین نخل خرما - واژه‌ای کهن و باستانی که اشاره به قوم میکوی، ساکنان قدیمی این سرزمین دارد .


مکران سرزمینی وسیع و ساحلی در جنوب خاوری ایران و جنوب باختری پاکستان است که در طول خلیج عمان از رأس‌الکوه در باختر جاسک تا لاس بلا در جنوب خاوری ایالت بلوچستان پاکستان گسترده است.
سرزمین مکران نام ناحیه اصیل آریایی نشین در جنوب شرقی ایران زمین می باشد که دارای اقوامی دلاور و جنگجو با قدمتی بیش از سه هزار سال می باشد . بلوچ ها در طول تاریخ از دیدگاه زبان و نژاد تشکیل دهنده بخش اصلی پیکره ایران بزرگ می باشند.
 کوه‌های خشک و بایر کرانه‌های مکران از دید جغرافیای طبیعی دنباله کویر است، که تا آنجا گسترش یافته. گویا در سده‌های میانه این سرزمین از آنچه اکنون دیده می‌شود، حاصلخیزتر بوده ولی هیچگاه از دید دارایی دارای اهمیت نبوده است. جغرافی‌نویسان پیشین اسامی بسیاری از شهرهای مکران را در کتاب‌های خود ثبت نموده‌اند ولی هیچکدام به طور گسترده از آن

شهرها یاد نکرده‌اند. مهمترین درآمد مکران از نیشکر و یک گونه شکر سفید موسوم به پانید بوده است که از آنجا به سرزمین‌های مجاور صادر می‌گردیده.
 مکران در عصر هخامنشیان
 هرودوت(مورخ یونانی ۴۸۴ تا ۴۲۵ ق.م )در کتاب سوم تاریخ خود تعداد۲۰ سانتراپی (استان) برای حکومت هخامنشی بر شمرده است که چهاردهمین استان مکا یا مکران است با مردمی غیر آریایی.هرودوت سه قوم غیر ایرانی را ساکن این قسمت می‌داند که عبارتند از :
 قوم میکوی که به عقیده فرای مکران از نام آنها گرفته شده است. و به معنی ساحل مکا است.
قوم اوتیوئی یا یوتی که به عقیده فرای می‌تواند نیاکان جوتها باشند که نباید آنها را با لوریان و جتها اشتباه گرفت.
پاریکانویی که به نظر فرای نام خویش را به باریز داده است. باریزی که در کتابهای جغرافی دانان مسلمان از آن یاد شده است و هم نام رشته کوهی در کرمان بین بم و جیرفت است.
مطابق با نظر هردوت در این سرزمین بزرگ یعنی چهاردهمین استان هخامنشیان علاوه بر سکنه بلوچستان فعلی زرنگیان نیز می زیسته اند .یعنی دو سرزمین سیستان و بلوچستان در یک استان بوده اند . از هردوت که بگذریم در کتیبه‌های عصر هخامنشی نیز نام این سرزمین مکه یا مکران آمده است در کتیبه بیستون که یکی از بزرگترین کتیبه‌های تاریخ است و در ۴۰ کیلومتری شرق کرمانشاه واقع است داریوش اول شاهنشاه هخامنشی(۵۲۱تا ۴۸۶ ق.م) سرزمین مکا یا مکران را یکی از ۲۳ ایالت امپراتوری خود نامیده است. علاوه بر آن نام مکران در کتیبه شوش و نقش رستم نیز آمده است.
در آرامگاه داریوش هخامنشی در نقش رستم پشت سر نگاره داریوش سنگ نبشته‌ای که به شدت آسیب دیده است قرار دارد در این سنگ نبشته داریوش از اقوام تحت تسلط خود نام برده است که عبارتند از پارسی ها، مادی ها، عیلامی ها، پارتی ها، آریایی ها، بلخی ها، سعدی ها، خوارزمی ها، زرنگی ها، اسه گرده ها، گنداری ها، هندی ها، سکای‌های هوم خوار، تیز خود، آشوری‌ها ٬مصری ها، ارمنی ها، کاپادوکیها، ایونی ها، سکاهای آنسوی دریا، تراکیه‌ای ها، ایونی‌های کلاه لاک پشتی، لیبیایی‌ها ٬حبشی ها، مکرانی ها، و کاری ها.، داریوش در این سنگ نوشته می‌گوید : اهورا مزدا چون این سرزمین را آشفته دید آن را به من ارزانی داشت من شاه هستم اگر می خواهی بدانی که کدام کشورها یی که داریوش شاه داشت پیکرها را ببین که تخت مرا می‌برند آنگاه پی خواهی برد. آنگاه برایت روشن خواهد شد که نیزه مرد پارسی دور رفته است .
در این نگاره داریوش بر سکویی ایستاده که حاشیه آن با تصویر شیرهای افسانه‌ای تزئین شده است.سکویی که داریوش بر آن ایستاده بر دوش نمایندگان سی کشور است که یکی از آنها از مکران یا مکه است. پس از داریوش پسرش خشایارشاه نام مکران را در یکی ازسنگ نوشته‌های خویش آورده است.
 در مورد نام بلوچستان در زمان هخامنشیان می‌توان گفت که پادشاهان هخامنشی این سرزمین را مکا یا مک خوانده اند ولی محققان یونانی آن را گدروزیا یاد کرده اند .نام دیگر بلوچستان فرای عنوان همان “رخج” است که در کتیبه‌های هخامنشی آمده است و ظاهرا بلوچستان شمالی و نقاطی ازجنوب افغانستان را شامل می‌شود.
 در مورد معانی مکران نظرات متفاوتی وجود دارد مثلا مکران به معنی باتلاق یا مکران به معنی ماهی خواران . ساحل مک‌ها- سرزمین نخل خرما- واژه‌ای کهن و باستانی که اشاره به قوم میکوی، ساکنان قدیمی این سرزمین دارد .
اگر شاهنامه را بگشاییم از دیدگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی از مکران میخوانیم:
همه شهر مکران تو ویران کنی        چو بر کینه آهنگ شیران کنی
پراکنده لشکر همه گرد کرد                بیاراست بر دشت جای نبرد
زمین کوه تا کوه لشکر گرفت                     همه تیز و مکران سپه بر گرفت
بیاورد پیلان جنگی دویست               تو گفتی که اندر زمین جای نیست
از آواز اسپان و جوش سپاه                  همی ماه بر چرخ گم کرد راه
تو گفتی بر آمد زمین بآسمان              دگر گشت خورشید اندر نهان
 گردآورنده:س. روانبد






۱۳۹۱ دی ۲۷, چهارشنبه

استاد غلام محمد محمودزهی موسیقی بلوچی سرحدی در حال نابودی است

موسیقی به عنوان یک مشخصه فرهنگی از هر قوم و ملت است،حفظ هر مشخصه فرهنگی یک ضرورت است . از بین رفتن هر بخشی از مسائل فرهنگی و هنری بومی و محلی آسیبی جبران ناپذیر برای فرهنگ ملی ماست
به گزارش خبرنگار بلوچ پرس،در سالهای اخیر به خاطر بی توجهی مسئولین فرهنگی استان سیستان و بلوچستان موسیقی محلی سرحدی در حال از بین رفتن است. و هنگامی که در مراسمات عروسی شرکت میکنی و یا حتی در وسیله نقلیه سفر میکنی و می بینی که موسیقی اصیل ایرانی و موسیقی محلی جای خود را به موسیقی بیگانه و تا حدی مبتذل و کوچه بازار داده احساس غربت و تنهایی میکنید .

به همین منظور با یکی از بزرگان موسیقی سرحدی که هنوز گهگاهی این موسیقی اصیل و سنتی را زمزمه میکند و نگذاشته که موسیقی بلوچی سرحدی به فراموشی سپرده شود گفتگویی داشتیم تا شاید این عزیزان برای همیشه فراموش نشوند.و از آن مهمتر اینکه مسئولین فرهنگی را یادآور شویم که بی توجهی امروز ما موجب از بین رفتن بخشی از میراث فرهنگی و هنری با ارزش ما خواهد شد که جایگزینی برای آن در آینده نخواهیم داشت.

آنچه می خوانید ماحصل گفتگوی خبرنگار بلوچ پرس(مرتضی تمندانی) با استاد غلام محمد محمود زهی است.

استاد لطفا خودتان را بیشتر برای مردم معرفی کنید.

من غلام محمد محمودزهی متولد ۱۳۴۵ در روستای بیت آباد خاش هستم و از وقتی که خودم را شناختم در شادیهای مردم شریک بوده و غم و اندوه این مردم را هم در قالب شعر و موسیقی بیان میکرده ام.از همان کودکی به این هنر علاقه مند بودم و با تهیه یک ساز بسیار ابتدایی شروع به نواختن کردم.در ضمن ذوق و قریحه خدادادی به من این امکان را می داد که بیشتر سروده ها را خودم بسرایم و در واقع شاعر ، آهنگساز و خواننده و نوازنده بسیاری از برنامه ها یی که اجرا میکنم خودم هستم. و حدود پانزده سال است که در گروه موسیقی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فعالیت دارم.

استاد از اولین آهنگ و اجرایتان بیشتر برایمان بگویید؟
اولین آهنگ و سروده ام بر میگردد به سالهای دور که در وصف تفتان این نعمت بزرگ الهی در منطقه ما و دامنه های سرسبزش و مردمان خوب آن و آداب و رسوم مردم این منطقه بود.

وضعیت موسیقی سرحدی را در حال حاضر چگونه می بینید؟
متاسفانه موسیقی سنتی و اصیل بلوچی که ریشه در فرهنگ مردم دارد در حال فراموشی است و دلیل اصلی آن بی برنامگی مسئولین فرهنگی میباشد . زیرا هیچ برنامه ایی برای کارهای هنری و فرهنگی و مخصوصا موسیقی محلی و سنتی ندارند و همین امر سبب شده که شاید در آینده نزدیک دیگر از این هنر جزء خاطره ایی در ذهن مردم نماند.در ضمن با توسعه فناوری و دسترسی آسان به انواع موسیقی از این طریق که بیشتر موسیقی بی کیفیت و بدون محتوای فرهنگی هست سبب شده که اصالت موسیقی هم تا حدودی تنزل کند. ولی نسل جوان ما هنوز خواهان حفظ موسیقی اصیل به عنوان یک نماد فرهنگی هستند . اما بدون حمایت مسئولین فرهنگی کاری دشوار است.

استاد در خارج از کشور هم اجرا داشته اید؟
بله در سال ۱۳۸۹ به دعوت دو تن از شاعران نامدار و برجسته پاکستان به نامهای نذیر و پیرداد جمالزهی در شهرهای کویته نوکوندی و ماشکیل اجرا داشتم که بسیار مورد استقبال مردم قرار گرفت. ولی دوست داشتم که این تبادل فرهنگی هنرمندان تداوم می داشت تا موسیقی اصیل بیش از بیش رونق می یافت.

مشوق اصلی شما چه کسانی بودند؟
یکی از یزرگان موسیقی بلوچی سرحدی استاد درمحمد شهنوازی بود که در نواختن قیچک و خواندن لیکو هر انسانی را بوجد می آورد. و من تقریبا هر چه در زمینه موسیقی دارم از این بزرگوار است .البته با افراد دیگری نیز همکاری داشته ام. ولی شور و شوق مردم هنگام اجرا بیشتر از هرچیزی بر من اثر میگذارد که بتوانم حرف دل مردم را در قالب شعر و موسیقی بیان کنم.

وضعیت موسیقی سرحدی و گروههای موسیقی سرحد را در مقایسه بادیگر شهرهای استان چگونه ارزیابی می کنید؟
شاید بتوان گفت اصلا قابل مقایسه نیست. اگر با ایرانشهر که در همسایگی ما قرار دارد مقایسه کنیم می بینیم که با حمایت مسئولین و مردم از اساتید این هنر موسیقی حضوری فعال در جامعه و در میان مردم دارد.که این در زمان مرحوم ماشاا.. بامری و همچنین استاد اسپندار و دیگر بزرگان کاملا مشهود است.

به نظر شما موسیقی سرحدی دارای چه ویژگیهایی است؟
موسیقی مانند دیگر هنرها تاکید بر حفظ اصالتهای فرهنگی و اجتماعی مردم دارد . و در واقع موسیقی اصیل و سنتی بیانگر خواست مردم است. که بیشتر ریشه در ادب ،عرفان و سنت های اجتماعی دارد .و حفظ این سنتها وظیفه همه ماست.هرگونه تغییر و آسیب به این هنر در آینده جبران ناپذیر خواهد بود و اگر وضع به همین صورت پیش برود باید بگویم آینده خوبی برای موسیقی اصیل سرحدی نمی بینم.

استاد از طریق موسیقی در آمدی هم عاید شما می شود؟
همانطور که همه میدانند در دنیای امروز موسیقی از پر درآمدترین حرفه ها و مشاغل است ولی برای نه تنها من بلکه اکثر هنرمندانی که در این عرصه فعالند درآمدی ندارد. و ما بیشتر به فکر این هنر هستیم تا درآمد آن . و اگر هم هر از چند گاهی مسئولان در مراسمات از ما میخواهند که اجرا داشته باشیم مبلغ ناچیزی به ما میدهند که شاید نتوان اسم آن را در آمد گذاشت. حتی از بیمه هنرمندان هم برخوردار نیستیم. و امرار معاش هنرمندان از کار و تلاش در عرصه ایی غیر ازموسیقی است. و فقط عشق به این هنر است که ما را به خود جذب میکند تا از خود مایه بگذاریم تا آن را زنده نگه داریم و نگذاریم نسلهای آینده با ان بیگانه شود.و اگر مسئولین اندکی از فعالان این عرصه حمایت کنند مطمئنا این هنر در بین همه اقشار مردم میتواند تاثیر گذار باشد. زبان هنر و مخصوصا موسیقی می تواند در حل بسیاری از معضلات اجتماعی موثر باشد و ما باید از این تاثیر شگرف و مثبت بهره برداری کنیم .

از موسیقی چه خاطره ی به یاد ماندنی دارید ؟
همینکه شما در مراسمات و مجالس شادی مردم حضور دارید و موجب دلخوشی آنها می شوی همه اش خاطره شیرین و به یاد ماندنی است . اما وقتی به هنر ارزش قایل می شوند و از هنرمند دعوت می شود که در کشوری دیگر هنر خویش را به نمایش بگذارد به انسان احساس غرور ملی خاصی میدهد .از اینکه توانسته ام موسیقی بلوچی ایران را در کشوری دیگر اجرا کنم شیرین ترین و بهترین خاطره ام است .

در پایان چه صحبت خاصی برای دوستداران موسیقی دارید؟
امیدوارم همه مردم از ما حمایت کنند تا بتوانیم این میراث فرهنگی را حفظ کنیم و از طریق همین موسیقی بسیاری از مشکلات امروز جامعه را بیان کنیم وبا زبان شعر و موسیقی تلاش کنیم جامعه را به سوی خوبیها و دوری از بدیها سوق دهیم. امروز جامعه ما از اعتیاد،جنگها و نزاع های طایفه ایی و مشکلاتی دیگر رنج می برد و از طریق زبان هنر مردمی میتوان در حل و آگاهی دادن به مردم سود و بهره جست.

از مردم میخواهم در جشنها و شادیهایشان از موسیقی محلی و اصیل و سنتی ایرانی استفاده کنند تا نوارهای مبتذل و ...در ضمن چندی قبل فرصتی پیش آمد که با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دیداری داشته باشم و در مورد مشکلات همه هنرمندان استان سیستان و بلوچستان با ایشان صحبت کنم و وزیر محترم قول مساعد در رفع مشکلات هنرمندان را دادند که من هم امیدوارم هنرمندان استان که بسیاری از آنها مانند من از حمایت مسئولان فرهنگ و هنر استان بر خوردار نیستند مورد توجه و حمایت قرار گیرند که همین هنرهای بومی و سنتی و محلی جزء فرهنگ ملی و ایرانی ما هستند و نابودی هریک ضربه ایی به فرهنگ و هنر ملی ماست .